مشاعره 268

خرید بک لینک

مشاعره 268

مگرفلک زشفق دست درحنادارد

که عقده ای نگشاید رربشه ی کارم

صائب

=

مگرکه لاله بدانست بی وفائی دهر

که تابزاد وبشد جام می زکف ننهاد

حافظ

=

درپیری ازگرانی عفلت مباش امن

خواب گران به وقت  سحرها همی دهند

کلیم کاشانی

=

درپیکر باغ شکل نرگس

چشمی ست که ریخته ست مژگان

خاقانی

=

نکته  ای دلکش بگویم خال آن مهرو به بین

عقل وجان رابسته ی زنجیر آن گیسو به بین

حافظ

=

نکردم تابه صحبت امتحان ارباب دنیارا

ندانستم که ذوق گوشه گیری چیست عنقارا

سهامی

=

آن که دردل غم عشقت بنهفته ست منم

آن که باهیچ کس این نکته نگفته ست منم

حسین مروجی

=

مگوچگونه بسازد دل توبادل من

دل من ودل تو آبگینه وسنگ  است

نیازجوشقانی

=

تودرآینه نظرکن که چه دلبری ولیکن

توچوخویشتن به بینی نگهت به مانباشد

سعدی

=

درتاب توبه چند توان سوخت همچو عود

می ده که عمردرسرسودای خام رفت

حافظ

=

گرد آوری : م.الف زائر


به نام خداوند آسمانها وزمین...

ما را در سایت به نام خداوند آسمانها وزمین دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 275 تاريخ: سه شنبه 30 آذر 1395 ساعت: 10:05

صفحه بندی